عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : پنج‌شنبه 14 خرداد 1394
بازدید : 17978
نویسنده : zoodbia

برای دانلود به ادامه مطلب بروید.

 


نویسنده:شهره وکیلی

خلاصه ی از داستان رمان:
صدای جیرینگ شکستن استکان و نعلبکی آمد . قلبم از جا کنده شد.
هر وقت منتظر خواستگاری بودیم مامان همین طور می شد.
حالتش تغییر می کرد. دست هایش می لرزید . عصبی می شد و من می فهمیدم هوا پَس است.
در اتاق را باز کردم و به آشپزخانه دویدم.
– چی شده؟

دانلود با فرمت پی دی اف

دانلود با فرمت اندروید


مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران